گشت و گذار و تجارب در عرصه ی فرهنگ (الخبرات الثقافية)

پس از سالها گشت و گذار و آمد و شد در مجموعه ها و مراکز فرهنگی کشور به این نتیجه رسیدم که:

  1.  خیلی ها سرجای خودشان نیستند که ناشی از بی تقوایی آنان و گاهی دیگران است.
  2. زد و بند زیاد است؛ مدیران فرهنگی با همند و افق دیدشان از رفقایشان بالاتر نمی رود و مردم عادی و خارج از گود آنان هم، با هم.
  3.  واژه ی فرهنگ درست معنا نمی شود.
  4. کار فرهنگی (دینی) بدون کارشناس پیش می رود، اگر هم کارشناسی هست تشریفاتی و برای گزارش رد کردن است.
  5. بودجه حرف اول را نمی زند؛ ولی بودجه بسیار زیاد خرج می شود.
  6. اصطلاح بازی و معارف اصطلاحی جای رفتارهای صحیح و آیات و روایات را پر کرده است.
  7. سر و صدا و تبلیغات مجموعه ها خلاف واقعیتهاست؛ همه به دنبال نشان دادن کارهایشان هستند و برای این کار گاهی انرژی زیادی صرف می شود.
  8. تک روی و غرور در مدیریت ها موج می زند؛ ولی هیچ کس خود را مغرور نمی داند.
  9. هیچ دستگاه نظارتی، به طور جدی در این عرصه ورود پیدا نکرده است و لذا کسی از هدر دادن استعدادها بازخواست نمی شود.
  10. سواد دینی و مطالعات مذهبی روز به روز جای خود را به اخبار و اطلاعات دم دستی می دهد (کار بعضیها شده خبر پراکنی تا مطالعه).
  11. اکثر مدرسان دینی در مجموعه های فرهنگی، سواد و تخصص لازم را ندارند.
  12. تاثیر گذارترین افراد (در واقعیت و نه هیاهو) کسانی هستند که معاشرت اسلامیشان خوب، تقوایشان قوی، سرو صدایشان کم،  تغافلشان زیاد و پیگیریشان جدی است.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.