عرفان عملی و نظری

كسى بود كه آشنا و دوست نزديك ما بود و در عرفان هم مسلط بود. حالا بنده كه خودم وارد نبودم، اما كسانى كه وارد بودند، ميگفتند ايشان در عرفان نظرى توى حوزه ها نظير ندارد. به اعتقاد من او هيچ حظّى از عرفان نداشت. جلسه داشتيم، نشسته بوديم، گفته بوديم، شنيده بوديم؛ اما ميدانستم كه آن آقا واقعاً هيچ حظّى از عرفان نداشت؛ در حالى كه عرفان نظرى‌ اش هم از همه بهتر بود.

مقام معظم رهبری:

حالا آقاى رجبى هم اينجا تشريف دارند، توى مؤسسه ‌ى ايشان هم ظاهراً عرفان نظرى تدريس ميشود؛ اما عرفان نظرى هيچ‌كس را بالا نمی آورد. اين را من به شما آقاى رجبى عرض ميكنم؛ اين را گوش كنيد. من يك شب از امام پرسيدم: آقا شما مرحوم حاج ميرزا جواد آقا را درك كرديد؟ درس ايشان رفتيد؟ ايشان بلافاصله گفتند: افسوس، نه. بعد گفتند آقاى حاج شيخ محمدعلى اراكى آمد به من پيشنهاد كرد كه برويم درس آ ميرزا جواد آقا. ايشان هفته ‌اى يك بار جلسه داشت. گفتند با ايشان يكى دو جلسه رفتيم. بعد اينجورى تعبير كردند: آن وقتها ذهن ما پر بود؛ اين درس را نپسنديديم. آن وقت امام نپسنديده بود؛ اما حالا در هشتاد و چند سالگى كه حتماً ايشان از لحاظ معنوى پخته ‌تر شده بود، افسوس ميخورد كه چرا نرفته. ذهن ايشان آن وقت از چه پر بود؟ از همين حرفهاى عرفان نظرى. يعنى وقتى كه كسى رفت پاى درس شاه آبادى نشست و آن حرف‌ها و آن اصطلاحات و آن زرق و برق الفاظ را شنفت، ولو براى خود آن آدم، با معنا همراه است، اما اين حرفها براى هر كسى معنا نمی ‌آورد؛ طبعاً حرف‌هاى ساده‌ ى مثل حاج ميرزا جواد آقا را نمی ‌پسندد؛ در حالى كه لبّ عرفان، همان حرفهاى ساده بوده.

آقاى خوشوقت ميگفتند كه من ميخواستم كتاب «لقاءالله» را چاپ كنم، پيش امام رفتم و گفتم شما يك تقريظ بنويسيد. امام گفتند نه، اين را چاپ نكن؛ برو «المراقبات» را چاپ كن، آن مؤثرتر و بهتر است. ايشان هم آمده بود و چاپ كرده بود. بنابراين عرفان اينهاست؛ عرفان لفظ نيست.

كسى بود كه آشنا و دوست نزديك ما بود و در عرفان هم مسلط بود. حالا بنده كه خودم وارد نبودم، اما كسانى كه وارد بودند، ميگفتند ايشان در عرفان نظرى توى حوزه ها نظير ندارد. به اعتقاد من او هيچ حظّى از عرفان نداشت. جلسه داشتيم، نشسته بوديم، گفته بوديم، شنيده بوديم؛ اما ميدانستم كه آن آقا واقعاً هيچ حظّى از عرفان نداشت؛ در حالى كه عرفان نظرى‌ اش هم از همه بهتر بود.

آنچه كه طلبه را بالا ميبرد، تزكيه ميكند و معراج طلبه ميشود، عرفان نظرى نيست؛ اگر چه عرفان نظرى هم ممكن است كمك هائى بكند. بايد اين عرفان عملى را، اين حالت سلوك را توى طلبه راه انداخت. ما همت كنيم، طلبه را اهل نماز شب كنيم؛ اين خيلى كمك ميكند. برنامه ريزى كنيد كه از ميان پنجاه هزار طلبه ‌ى حوزه‌ ى قم- حالا با حذف يك عده خيلى پائين‌ترها و يك عده خيلى پيرترها- اقلًا سى هزارتاشان هر شب نماز شب بخوانند. اگر اين شد، به نظر من حوزه از جهت اخلاقى راه می افتد. بنابراين لازم است نظام جامع در همه‌ ى اين زمينه ها تهيه شود.»

بیانات مقام معظم رهبری مدظله العالی در دیدار با اعضاء مجمع عالی حکمت ۲۳/ ۱۱/ 1391

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.