اصول هیات داری و آسیب شناسی هیات های مذهبی (7) : آسیب شناسی رفتاری و نحوه تعاملات

قسمت هفتم: آسیب شناسی رفتاری و نحوه تعاملات

یک) حضور و تعامل با بانوان هیات

بی شک هیات موفق هیاتی است که بتواند همه اقشار را جذب کند و با معارف اسلام آشنا نماید و خواهران و مادران اعضای هیات نیز از این جمع مستثنا نیستند و حضور آنها می تواند در حضور فرزندان و سایر اعضای خانواده موثر باشد؛ ولی در رابطه با واحد خواهران هیات لازم است مواردی رعایت شود تا به ضد تبلیغ منجر نگردد.

  1. خواهران به صورت مستقل و توسط یک مدیر خواهر که ترجیحا از محارم (همسر یا خواهر) مدیر هیات و یا از محارم اعضای اصلی هیات باشد اداره شوند.
  2. جلسات خواهران (به جز جلسات عمومی و هفتگی هیات) توسط مبلغان خانم و حوزوی اداره شود که شامل جلسات قرآن ، احکام، معارف و روضه باشد.
  3. حتی المقدور از برگزاری جلسات توجیهی بین خواهران و برادران پرهیز شود و کلیه توضیحات و راهکارها و هماهنگی ها از طریق همان خانمی که از محارم مدیر یا اعضای اصلی است و به عنوان مدیر قسمت خانم ها معین شده، به خواهران منتقل شود. (1)
  4. تا جایی که امکان دارد مسیر عبور و مرور و جایگاه خانم ها و آقایان در هیات مستقل باشد.
  5. از برگزاری اردوهای مختلط به خصوص متشکل از بانوان و آقایان مجرد به شدت پرهیز شود.

 

دو) نگاه مهربان، رفتار به دور از تبعیض و برخورد عادلانه

مدیر هیات و بلکه اعضا و تاثیر گزاران اصلی هیات باید – تا آنجا که می توانند – با همه افراد و اعضا به عدل و انصاف، خیرخواهانه و با رأفت برخورد کنند (پارتی بازی به شدت ممنوع)؛ برای مثال اگر زمانی یکی از بستگان مدیر، سخنران یا مداح، به هیات می آید،  نباید احترامات اولیه نسبت به آنان خیلی بیش از اقوام سایر اعضا باشد؛ مگر اینکه این احترام ها و تکریم های اضافی به جهت تقوا و ایمان آن افراد باشد که نه تنها اشکالی ندارد، بلکه پسندیده هم هست. اگر کسی از اقوام اعضای هیات فوت می کند و به رحمت خدا می رود همان گونه در مراسم هیات از او یاد کنند و در تشییع و ترحیم او شرکت کنند و اهمیت بدهند که به فوت شدگان از اقوام خود اهمیت می دهند؛ اگر مداح و سخنران برای بیماری از خانواده خود در پایان هیات دعا می کنند باید برای دیگران هم این حساسیت را داشته باشند. متاسفانه گاهی افراد اصلی و مدیران هیات به این نکته ها توجه ندارند؛ و حال آن که دیگران این رفتار را ملاحظه می کنند و نسبت به ایشان ناخواسته نگاهشان تغییر می کند و احساس می کنند ایشان از هیات استفاده های ابزاری می کنند. مثلا شنیده شده گاهی بعضی از نزدیکان مدیر یا سخنران یا مداح هیات که از دنیا رفته  آنقدر به مناسبت های مختلف و در بین دعاهای ایشان یاد می شود که دیگران که آنان نیز برخی از اعضای اصلی خانواده شان به رحمت خدا رفته، این اعمال را تبعیض آمیز و احساسی تلقی می کنند و با تکرار این رفتارها از این افراد و حتی هیات دلخور می شوند (باید آنچه برای خود می پسندند برای دیگران هم بپسندند)؛ البته نباید با این کارها از یک شخص یا هیات جدا شد و  باید تحمل ها بالا باشد و ایمان ها آنقدر بالا برود که با این چیزها رنجیده نشوند؛ ولی به هر حال یک مدیر یا یک مداح و سخنران باید در هیات پدرانه برخورد کند و با همه به عدل و احسان رفتار کند و نسبت به همه رئوف باشد تا خدای ناکرده تازه وارد ها و کسانی که هنوز به استحکام ایمانی نرسیده اند رنجیده نشوند.

 

سه) رقابت و برتر بینی

طبیعتا برخی از هیات ها از بعضی دیگر بهتر و قوی تر عمل می کنند و در جذب مخاطب حساب شده تر اقدام می نمایند ولی این دلیل نمی شود که به خود مغرور شده و این طور اعلام کنند که ما از دیگران برتریم. هیچ هیاتی نمی تواند کار هیات دیگر را به خوبی انجام دهد و به هر حال برخی از افراد با سلایق خاصی جذب می شوند. برخی از هیات ها بسیار سنتی هستند و به شیوه های جدید هیاتی و تشکیلاتی علاقه ندارند ولی در عین حال مخاطب بسیاری دارند و مردم هم با علاقه شرکت می کنند و برخی دیگر بیشتر جوان پسندند و کارهای فرهنگی زیاد و مفیدی هم در سطح شهر و بلکه کشور انجام می دهند؛ برخی مجموعه ها افراد کم سوادتر را جذب کرده اند و برخی هیات ها متشکل از داشجویان و تحصیل کرده ها هستند به هر حال آنچه مهم است تقوا و ایمان است و خدای متعال در درجه اول تقوای افراد را می پسندد؛ لذا این نوع غرورهای شیطانی هیات ها را کم عمق و عمر و ماندگاری آن را کوتاه می کند.

 

چهار) شایسته سالاری

هر هیاتی به مرور افرادی را جذب می کند که گاهی در بین آنان شخصیت ها ی با ایمان، با اراده و کارآمدی وجود دارد. یک مدیر اگر نتواند این گونه افراد را در امور فکری و اجرایی هیات دخالت دهد بی شک زیان و خسارتی بزرگ به مجموعه خود خواهد زد.

 

پنج) جذب حداکثری و دفع حداقلی

هنر یک هیات موفق آن است که بتواند همه افراد را با اهل بیت علیهم السلام و معارف عالی و ارزشمند ایشان آشنا کند و عمل گرایی و تقویت ایمان افراد را هدف کار خود قرار دهد؛ نباید به اسم اختلاف در افکار یا سلایق – اعم از سیاسی، نظری یا عملی – به سرعت افراد را دفع کرد و باید تا جایی که امکان دارد به گفتمان نشست و با محبت و احترام مشکلات را برطرف کرد ولی به هر حال یک مدیر نباید نسبت به این امور (افکار انحرافی و شبهات ذهنی اعضا، هر چند به ظاهر کم اهمیت) بی تفاوت باشد؛ مدیر با تقوا و بصیرتی که در راس هیات قرار دارد چون که می خواهد مجموعه را به پیش برد و خدای نکرده جای شیطان باز نشود و به مرور انحرافات و آفات زیاد نشود، باید به سرعت این قبیل امور را با مشاور مذهبی هیات – که ضرورت وجود ایشان را در شماره های قبل عرض کردیم – در میان بگذارد و نه تنها افراد را دفع نکند بلکه با محبت و احساس وظیفه از اشتباهات ایشان مانع شود، چنانکه  هرکس نسبت به برادر خود این کار را خواهد کرد.

 

توجه:

  1. مدیر موفق مدیری است که بتواند خارج از مجموعه را هم ببیند، تمام فکر و ذکرش هیات و اعضای مجموعه ی خودش نباشد؛ همان گونه که اولیای خدا اینگونه اند.
  2. در بعضی از جلسات هیات ها که شرکت داشتم، مشاهده کردم که بعضی از مدیران محترم، تمام نظرات اعضای هیات مديره يا اعضای مشورتی را به سرعت وتو و رد می کردند و با بیان و شیوه ی خاصی و با لطایفی حرف خود را به کرسی می نشاندند؛ هر چند اين نوع اداره ی جلسات، در ظاهر اينطور جلوه می کند که مدیر چقدر قاطع و مسلط به اداره ی جلسه است؛ ولی در دراز مدت روح نا امیدی، بی اعتمادی و سرخوردگی در اعضا پدید می آید و خدای ناکرده نفرت درونی نسبت به مدیر می شود؛ بنابر اين مدیر هیات و مجموعه ی فرهنگی باید به نظر اعضا احترام بگذارد و با استدلال و منطق و به خصوص زبان نرم و مهربان نظرات را ارائه دهد وز بی احترای به اعضا به شدت پرهیز کند.

 

کار مدیریت کار دل است و نه زور و برای مدیر هم که مطالب وحی نمی شود!.، شاید او خطا کند و دیگران حرفشان صحیح باشد.

(1). آیت الله خوشوقت (ره) در مورد تبلیغ و تدریس مردها در دبیرستان دخترانه فرمودند:
رابطه با دخترها معدن خطر است؛ بله معدن خطر است. این قدر خطر دارد. کسانی که می خواهند بروند، باید سنّ شان بالا باشد؛ زن و بچه هم باید داشته باشند. اگر زن و بچه داشته باشند و جوان هم باشند باز شیطان اذیتشان می کند. باید زن برود آنجا تبلیغ. اگر زن نیست، مردی که زن و بچه داشته باشد و سنش هم بالا باشد و دیگر از پل ها عبور کرده باشد و الا همان سن بالا را هم [اگر اهل تقوا و مراقبت نباشد] شیطان گول می زند.  طریق بندگی، ص 327.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.